شمارهٔ ۱۶۲۴
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: ونمن۷ بیت
آستان یار و آن گه خون منشاد باش، ای طالع میمون من
باده خواهی خورد، روشن شد مزاجچون چنین شد بار اول خون من
بوالعجب کاری ست، من مشغول جانوان رقیبت در چرا و چون من
کاری افتاده ست با شبها مراتو بخسپ، ای بخت دیگرگون من
کشتی و بازم رهایی شد ز هجردیر زی درد درون افزون من
خون دل از دامن، ای دیده، مشوییادگارست این ازان مجنون من
شعر خسرو مایه دیوانگیستتا نیاموزد کسی افسون من