گنج

شمارهٔ ۱۶۰۲

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: ین۹ بیت
روی ترش کرده به یاران مبینسرکه فروشی مکن، ای انگبین
چاه مزن زیر لب چون سمنرخنه مکن در شکم یاسمین
روی زمین را تویی آب حیاتتشنه ز تو هر که به روی زمین
زلف که شد طوق گلوی تو، کردسلسله در گردن ماء معین
بی گنهی چشم ز ما برمگیربی سببی چهره ز ما در مچین
لیک از آن چشم کمین می کنیدیده بد نیز ببین در کمین
پای برین دیده پر خون منهبیهده در خون و دلم در مشین
ای که ز روی تو جهان روشن استآه من سوخته را هم ببین
خسرو آخر چو سگ از خود مرانچند چو رو به کنیم پوستین