گنج

شمارهٔ ۱۵۶۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: شمکن۶ بیت
تُرک من بر عزم رفتن تیر در ترکش مکنغمزهٔ خون ریز را بر فتنه لشکرکش مکن
زآن دل سنگین چو کردی تیر پیکان مژهتا مرا جان هست در تن تیر در ترکش مکن
گر نداری زان لب شیرین شکر ورزیدنمخندهٔ دزدیده زآن لبهای شکروش مکن
پای کوبان می‌رود خنگت بر آتشلاخ نُهگو برای جان ما را لعل در آتش مکن
چرخ مه گم کرد و زلفت یافت، پنهانش مدارهفت دوران است سیار فلک را شش مکن
پیش رفته‌ست آب چشمم، خسرو از بهر وداعابر بارانی‌ست در ره، تنگ بر ابرش مکن