شمارهٔ ۱۵۶۱
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اییتازهکن۶ بیت
عاشقان را گه گهی از رخ نوایی تازه کنخستگان را گه گه از پاسخ جفایی تازه کن
غمزه را آشفته ساز و خون ما بر خاک ریزخنده را بر لب گمار و خون بهایی تازه کن
بوسه دزدیده خواهم، گر نه بدهی ظاهراوعده پوشیده ده، لب را گوایی تازه کن
لعل تو درمان جان است و لبم را دردمنددردمند خویش را، آخر دوایی تازه کن
بی وفایی را دهان بربسته ای، بگشا دهانیا ز ما خون ریز یا با ما وفایی تازه کن
صبحدم بویی ز زلف خود سوی خسرو فرستملک افریدون و خاقان بر گدایی تازه کن