گنج

شمارهٔ ۱۵۰۲

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انم۸ بیت
بس به مویت اسیر شد جانمگر گذاری، گریخت نتوانم
چون در آیی، نمی شناسم فرقکین تویی در درونه با جانم
می نگر، من ندانمت گه گهبس به نظاره تو حیرانم
نظر مردمان و دیده بدبر تو چون پیرهنت لرزانم
سوی تو بینم و تو جانب منچون بینی، نظر بگردانم
همه هستی به هیچ بفروشموعده وصل نیست، بستانم
عاشق آن چنان شدم که به دلوصل و هجر هر دو یکسانم
دل من دزدی و شوی منکرخسروم من، ترا نکو دانم