شمارهٔ ۱۵۰۱
وقتی ازین پیش تر خوشدلیی داشتیمغارت عشقت رسید، آن همه بگذاشتیم
تخم وفا کاشتیم بر سر راه امیدهیچ بری چون نداد، کاش نمی کاشتیم!
شاهسوارا، ز خط تا بکشیدی سپهز آتش دل در هوا صد علم افراشتیم
دی ز لب پر نمک خنده زدی، وز لبتهر چه جگر رخنه داشت از نمک انباشتیم
دیده خسرو شده ست خانه نقاش چینبس که درو از خیال نقش تو بنگاشتیم