شمارهٔ ۱۴۷۵
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ردمورفتم۷ بیت
دل به زلفت سپردم و رفتمدر به زنجیر کردم و رفتم
در شب وصل ماندنم بیمارروز هجران شمردم و رفتم
پیچشی داشتم ز هر مویشهمه از دل ببردم و رفتم
چون غمت جمله قسمت من شدغم تو جمله خوردم و رفتم
چند گویی که «رو، بمیر از غم »تو همان دان که مردم و رفتم
گر ترا بود زحمتی از منزحمت خویش بردم و رفتم
جان خسرو که کس قبول نکردهم به خدمت سپردم و رفتم