شمارهٔ ۱۴۶۸
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انشدهام۷ بیت
جان من از غمت چنان شده امکه ز غمخوارگی به جان شده ام
غم جان بود پیش از این و کنونبکشم خویش را، بر آن شده ام
تا تو مهمان من شوی، خود رااز اجل یک شبی ضمان شده ام
پندت، ای نیک خواه، می شنوممن که خود پند مردمان شده ام
کوه دردم ترا، گنه چه کنمکه اگر بر دلت گران شده ام
گر سگان تو التفات کننددور از آن روی استخوان شده ام
خوار منگر که خسروم آخرکه غلام تو رایگان شده ام