گنج

شمارهٔ ۱۴۶۲

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: مزدهایم۶ بیت
ما که در راه غم قدم زده ایمبر خط عافیت رقم زده ایم
تا به طوفان عشق غرقه شدیمبر سر نه فلک قدم زده ایم
قدمی کو به راه عشق شتافتدیده بر راه آن قدم زده ایم
چون که اندر وجود نیست ثباتدست در نامه عدم زده ایم
آستین بر زد آب دیده به رقصبس که در سینه ساز غم زده ایم
از سر نیستی چو سلطانیهستی هر دو کون کم زده ایم