گنج

شمارهٔ ۱۴۵۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یندارم۷ بیت
اگر چه از تو دل خسته و غمین دارمبدین خوشم که بتی چون تو نازنین دارم
برای آن که کشم پیش چشم بیمارتمتاع عافیت اینک در آستین دارم
به بند زلف تو زنجیر جان خود سازمدل ستم زده را چند گه براین دارم
به وصل تو چه بیارم نمود گستاخیکه شحنه ای چو فراق تو در کمین دارم
به ناز بینی و بدخو شدی و هم بد نیستکه دلبری چو تو بدخوی و نازنین دارم
مرا اگر چه که بر دست غم فروخته ایهنوز داغ غلامیت بر جبین دارم
اگر چه خسرو روی زمین شدم به سخنهم از وفا سوی تو روی بر زمین دارم