گنج

شمارهٔ ۱۴۲۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: ابنبینم۸ بیت
اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینموگرچه ماه بتابد، به ماه تاب نبینم
در آن زمان که نبینم ترا به چشم چو ابرمچنان ببارد باران که آفتاب نبینم
به خانه سایه همی گیردم ز فکرت زلفتکه آفتاب در این خانه خراب نبینم
وصال خواهم و این در به روی من که گشایدز خنده شکرینت چو فتح باب نبینم؟
به وصل چند توان گفتنم «هنوز توقف »کنم توقف، اگر عمر را شتاب نبینم
طمع بود ز دهان تو شربتیم، ولیکنسؤال از که کنم، چون ره جواب نبینم؟
چو دل سخن نشنود و تو عاقبت بربودیروان بکش که نگه داشتن صواب نبینم
جز آب می نرود از دو چشم خسرو و ترسمکه چند روز دگر خون رود که آب نبینم