شمارهٔ ۱۴۰۵
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نیافتم۷ بیت
عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتمطاقت رسید و با تو رسیدن نیافتم
گفتم «رخت ببینم و میرم به پیش تو»هم در هوس بمردم و دیدن نیافتم
گفتی به خون من سخنی، هم خوشم، ولیکچه سود کز لب تو شنیدن یافتم
دی با درخت گل به چمن همنشین شدمخود باغبان در آمد و چیدن نیافتم
بر دوست خواستم که نویسم حکایتیاز آب دیده دست کشیدن نیافتم
مرغم کز آشیان سلامت جدا شدمماندم ز آشیان و پریدن نیافتم
شد جان خسرو آب که از ساغر امیدیک شربت مراد چشیدن نیافتم