گنج

شمارهٔ ۱۳۷۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انیچونکنم۱۱ بیت
در فراقت زندگانی چون کنم؟با چنین غم شادمانی چون کنم؟
یار بدخو و فلک نامهربانتکیه بر عمر و جوانی چون کنم؟
عشق و افلاس و غریبی و فراقمن بدینسان زندگانی چون کنم؟
ماه من گفتی که «جان ده » می دهمعاشقم آخر، گرانی چون کنم؟
خواه خونم ریز و خواهی زنده کنبنده ام من رایگانی، چون کنم؟
من نبودم مرد سودای تو، لیکبا قضای آسمانی چون کنم؟
حال خود دانم که از غم چون بودچون تو حال من ندانی، چون کنم؟
ماجرای دل نوشتم بر دو رخگر تو بینی و نخوانی، چون کنم؟
نرخ بوسه نیک می دانم، ولیکبی درم بازارگانی چون کنم؟
مست باشی، پاس چون فرماییممن که دزدم، پاسبانی چون کنم؟
ور به خسرو بوسه ندهی آشکارمرهم زخم نهانی چون کنم؟