گنج

شمارهٔ ۱۳۳۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اریکنم۵ بیت
هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنمتا به وقت صبح از مژگان گهرباری کنم
گاه از تف دهان دامن بسوزم زهد راگه ز دود سینه سقف آسمان تاری کنم
تیر مژگانش به جانم تا رسید از نوک آهزخمها هر صبح در نه طاق زنگاری کنم
گر تمنای جفای او به خونریزم بودشحنه غم را به خون خویش هم یاری کنم
ضربت غم می خورم سلطانی آسا تا به کیقبله جان روی آن رخسار گلناری کنم