گنج

شمارهٔ ۱۳۱۱

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: ردنمیروم۵ بیت
اینک به کوی یار خود من بهر مردن می رومبا من که خواهد آمدن، بر جان سپردن می روم
من می روم تا بنگرم، چند است کشته بر درشخود را میان کشتگان بهر شمردن می روم
چون دیگران می می خورند از ساغر وصل تو،منزین غصه سوی میکده خونابه خوردن می روم
میدان وصلت، ای پسر، جان می دهند، گو می برندمن نیز از سر خاستم، چون گوی بردن می روم
بر کشتن خسرو مگر دارد شه من آرزوجان بر کف اکنون بر درش من بهر مردن می روم