شمارهٔ ۱۲۸۲
خیالت بر دل خود شاه سازمز بهرش دیده منزلگاه سازم
همه جانها کنم چاک ار توانمکه از بهر سمندت راه سازم
چو دل خواهم برآرم از زنخدانترگ جان رشته آن چاه سازم
چو کافوری نخواهد گشت روزمکه شبهای غمت کوتاه سازم
چو بد خواهیم، صد جان بایدم تانکو خواه چو تو بدخواه سازم
چو خسرو را تو خود شادان نخواهیضرورت با رخ چون کاه سازم