گنج

شمارهٔ ۱۲۴۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارمیترسم۹ بیت
بگویم حال خویشت، لیک از آزار می‌ترسموگر ندهم برون، ز اندیشه گفتار می‌ترسم
چه حال است این که از بیم رقیبان ننگرم رویت؟هوس می‌آیدم گل چیدن و از خار می‌ترسم
معاذالله که از مردن بترسم در غمت، لیکنز داغ دوری و محرومی دیدار می‌ترسم
دلی دارم کباب از دست غم، پیشت کشم، لیکنز خوی نازک آن نرگس خونخوار می‌ترسم
تو شب در خواب مستی و مرا تا روز بیداریمخسپ ایمن که من زین دیده بیدار می‌ترسم
جوانی، خنده بر خونابه پیران مکن، زیراتو می‌خندی و من زین گریه بسیار می‌ترسم
مرا زین دیده آزار جراحت می‌تراود دلمبادا کاندر او ماند از این آزار می‌ترسم
ز درد من دلت هر سوی زحمت می‌کند، لیکنز بسی سامانی بخت پریشان کار می‌ترسم
نیم خسرو که فرهادم، نمانده جانم از عشقتاگر مانده‌ست، از شیرینی گفتار می‌ترسم