گنج

شمارهٔ ۱۲۴۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارمیگویم۹ بیت
خراش سینه خود با یکی خونخوار می گویمحساب عمر می دانم که غم با یار می گویم
فراهم کی شود ریش دلم زینسان که من هر دم؟حدیث آن نمک پیش دل افگار می گویم
به جانان گفته ام ناگه نخواهد رفت جان، یاربنمی دانم چه نام است این که من هر بار می گویم
درون خویش خالی می کنم زان زنده می مانمکه ذکرت شب و روز پیش در و دیوار می گویم
چو مجنون در بیابان غمم دور از رخ لیلیکه درد خویشتن با پشته های خار می گویم
زبانم تیشه فرهاد شد بهر دل سنگینز بس کافسانه شیرین خود بسیار می گویم
من از سر زنده گردم گر تو با من یک سخن گوییتو می دانی نگویی، لیک من گفتار می گویم
اگر با من ز بد گفتن خوشی، ای من فدای توتو بد می کن که من بهر تو استغفار می گویم
رقیبا، بر حقی، گر باورت ناید غم خسروکه من تیمار بلبل پیش بوتیمار می گویم