شمارهٔ ۱۲۴۳
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: یننمیدانم۶ بیت
تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانمشب قدر من است امشب که قدر این نمی دانم
روی در باغ و می گویی که گل بین چون منم عاشقهمین روی تو می بینم، گل و نسرین نمی دانم
چنانم لذت یاد تو بنشسته ست اندر جانکه زان پس ذوق تلخ و جان خود شیرین نمی دانم
خرد را گفتم اندر عاشقی دخلی بکن، گفتاغریبم، رسم این کشور من مسکین نمی دانم
به بالینم رسیده یار و من در مردن از سویشکجایی در زبان و کیست در بالین نمی دانم؟
سؤال می کنی از من که خسرو من کیم پیشت؟شنیدم، لیک از حسرت جواب این نمی دانم