شمارهٔ ۱۲۱۵
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اق۷ بیت
رسید دوش ندایی ازین بلند رواقکه، ای مقیم زوایای شهربند فراق
درین حضیض چرا گشته ای چنین محبوس؟گذر چو طایر قدسی از اوج این نه طاق
مناققند و ریای جمیع اهل بشربیا به صحبت یاران بی ریا و نفاق
ترا به روز ازل با حبیب عهدی بودچه آمدت که فراموش کرده ای میثاق؟
مرو به قول مخالف به هرزه راه حجازوگرنه راه نیابی به پرده عشاق
کسی که مسکن اصلیش عالم علویستچه می کند به خراسان، چه می رود به عراق؟
ز خویش بگذر و باز آی سوی ما، خسروکه نیست خوش تر از این جای در همه آفاق