گنج

شمارهٔ ۱۱۹۰

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: نش۷ بیت
باغ بشکفت و سوری و سمنشتازه گشت ارغوان و نسترنش
صفت باغ می کند بلبلشاخ در شاخ می رود سخنش
یوسف گل رسید و شد روشنچشم نرگس به بوی پیرهنش
تا کجا باشد آن سمنبر منکاب و آتش شود گل از سمنش
مهر او ذره ذره کرد مراگر چه یک ذره نیست مهر منش
گر به خلقم رسن کند زلفشبگسلم هم ز زلف چون رسنش
دیده در پیش او کشد خسروکه بیند به چشم خویشتنش