گنج

شمارهٔ ۱۱۶۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: نش۷ بیت
نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟سخن قند، مگو با لب شکر شکنش
گر زند با دهنش پسته ز بی مغزی لافهر که بیند شکند با لب و دندان دهنش
ای صبا، گوی ز من غنچه تر دامن راچیست آن غنچه که پنهان شده در پیرهنش؟
دوش جستم ز دهانش خبر آب حیاتگفت، باید طلبید از لب شیرین منش
گر شود در غم تو چهره عاشق کاهیباز گلگون کند از خون دل خویشتنش
زلف کج طبع تو هندوی بلاانگیز استچشم سرمست تو ترکی ست که یغماست فنش
روز و شب وصف رخ خوب تو گوید خسروتا چه طوطی ست که از آینه باشد سخنش