گنج

شمارهٔ ۱۱۴۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: وش۹ بیت
تعالی الله، چه دولت داشتم دوشکه بود آن بخت بیدارم در آغوش
چو در گرد سر خود گشتنم دادز شادی پای خود کردم فراموش
دران چشمی که نی خفته نه بیدارنه بیهش بودم از بودن نه با هوش
خوش آن حالت که گاه گفتن رازدهانم بود نزدیک بناگوش
چه سودا می پزی، ای جان شیرین؟مگس خفته چه بیند شربت نوش؟
دو سه بار، ای خیال یار، با منبگو خوابی که دیدستم شب دوش
سیه پوشیده رخسارش کنون، چشم!زیم من هم به حق آن سیه پوش
چه گویم حال خود با کس که قصاببه قصد گردن است و گشته خاموش
فغان خسروست از سوزش دلبنالد دیگ چون زآتش کند جوش