شمارهٔ ۱۱۱۴
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: از۷ بیت
ای سرم را به خاک پات نیازعاشقی را ز سر کنم آغاز
جان ز نازت نمی شکیبد و نیستچاره ای چون برآمده ست نیاز
گفتی، از من نهان مکن رازتکسی شنیدی که من نگفتم راز؟
یادم آید ز زلف او، ای دلبازگویی به ما شب است دراز
گوشه می گیرم از کمان تو، لیکمی زند غمزه تو تیرم باز
یک دم، ای بخت، باز روشن کنچشم محمود را به پای ایاز
خسرو، آواز خوب دارد دوستکیست کاو نیست عاشق آواز؟