گنج

شمارهٔ ۱۱۱۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ار۷ بیت
سپیده دم که گهربار بر در گلزارشود به جلوه گل اندر نگار خانه یار
عجب نباشد، اگر از نسیم روح افزایدم حیات زند نقش خامه بر دیوار
چه عشقهای کهن را که نو کند از سر؟چو عندلیب برآرد ز شوق ناله زار
گهر فروش شود روی نیکوان ز عرقگهی که گرم شود آفتاب را بازار
خوش آن کرشمه و نازی که می کند نرگسچو چشم ساقی رعنا میان خواب و خمار
میان لاله و گل بین صبا ز نغمه مرغکه رقص می کند از بی خودی بر آتش خار
شده ست صحن گلستان ز ارغوان و سمنچو آستان شه از روی خسروان دیار