گنج

شمارهٔ ۱۱۱۱

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: ارخوشتر۹ بیت
رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش ترچه بود؟ گلی که رویت ز دو صد بهار خوش تر
چه روم به باغ و بوستان چو گلی به تو نماندز گلی که بی تو بینم به دو دیده خار خوش تر
به یکی سخن که گویی بزید دوباره مردهکه ز آب زندگانی دو لبت دوبار خوش تر
چه خوش است یک کرشمه ز برای مردن منکه اگر زیم به دیدن، یکی از هزار خوش تر
چه کمان کشی دو چشمم به دو تیر چار کردنکه گر آید از تو گردی دو من و چهار، خوش تر
منم و شبی و با دل همه شب حکایت اوکه غم دراز گفتن به شبان تار خوش تر
چه روم به خاک، جانم کند این سخن به حسرتکه براین تن زمینی ره آن سوار خوش تر
غم هجر راست ذوقی که به وصف کس نیایدتو اگر شراب خواری، ز میت خمار خوش تر
چو غلام تست خسرو، زید و بمرد، فریادتو ازین دو گوی پیشت که کدام کار خوش تر؟