شمارهٔ ۱۱۰۰
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ردمازسر۷ بیت
در عشق باز خود را دیوانه کردم از سریارب، فرو مبادا این می که خوردم از سر
سربهر خاک گشتن پیش درش نهادمچه جای آنکه، یاران روبند گردم از سر
مهره ز تن جدا شد، در تن ز هجر جانانعشق و بلا ازین پس بازنده کردم از سر
خواهم شد امشب آن سو می بایدم ازان روای گریه، سرخ گردان رخسار زردم از سر
جانا، بهار حسنت آغاز سبزه داردشد وقت آن که اکنون دیوانه گردم از سر
مطرب به نوک غمزه بگشای سینه منبخراش ریش کهنه، کن تازه دردم از سر
رفت آنکه بود خسرو نیکو ز شاهد و میای دل، گواه باشی کاقرار کردم از سر