شمارهٔ ۱۰۶۳
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ند۷ بیت
چون گشادی دهان شکر خندتنگ شکر شود گشاده ز بند
در ببندی دو لب، دو عمر دهیکه دو جان می کنی به هم پیوند
سوزم از دیدن لبت بنشستکز نظر می کشم حلاوت قند
چشم قصاب تو کشد هر روزدر دکان بلا حیوانی چند
چشم بد دور درپذیر از منکه مرا سوزی از طفیل سپند
پا مکش از سر من و بگذارسایه زیر پای سرو بلند
با غمت خسرو آنچنان خو کردکه به شادی نمی شود خرسند