شمارهٔ ۱۰۵۲
کسی که دیدن آن ترک باده نوش رودبه پای آید و چون بیندش به دوش رود
تبارک الله ازان رو که بهره خواهد بردچو هم ز دیدن او آدمی ز هوش رود
گر آن حریف رود سوی قبله، صوفی راگلیم زهد به دکان می فروش رود
ز بس که بیهشم از وی چو چشم پاک کنمبه سوی چشم برم دست و سوی گوش رود
خراش سینه همسایه شد خروش دلمکسی مباد که در گوشش این خروش رود
صلای عیش همی آیدم ز یاران، لیکدلم نماند که سوی نشاط و نوش رود
طریق سرو قباپوش دید تا خسرودلش نخواست که بر سرو سبزپوش رود