گنج

شمارهٔ ۱۰۴۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادنیامد۹ بیت
غم کشت مرا آن بت نوشاد نیامدگنجشک برمد از خفه، صیاد نیامد
عاشق شدم، این بود گنه، وای که هجرشجان برد و ازین یک گنه آزاد نیامد
بر گریه عاشق که زدم خنده، نمردمتا پیش دو چشم من ناشاد نیامد
چه سود ازین مردن بی بهره که شیرینروزی به سر تربت فرهاد نیامد
گفتی که شبی زود رسم، روز بدم بینکان نیز به روز دگرت یاد نیامد
با خاک نسازد، چه کند این تن خاکیامروز که از جانب تو باد نیامد
تاراج خیالت شدم و بدرقه صبرآنجا که مرا دوش ره افتاد نیامد
فریاد کنان دی به سر کوی تو رفتمجز گریه کسی در پی فریاد نیامد
خسرو، به ستم جان ده و انصاف مجو، زآنکدر مذهب خوبان روش داد نیامد