شمارهٔ ۹۹۲
برویت بنگرم ناگه نرنجیبسویت بگذرم ناگه نرنجی
از وصلم حاصلی چون نیست باریغم هجرت خورم ناگه نرنجی
جهانت بنده شد من نیز خود راازینها بشمرم ناگه نرنجی
تو هرجا تیغ بر گیری من آنجاسری پیش آورم ناگه نرنجی
به هر راهی که بخرامی من آن راهبدیده بسپرم ناگه نرنجی
بدین نازک دلی جانی تو داریتمنایت برم ناگه نرنجی
کمال ار بگذرد بر آستانتکه من خاک درم ناگه نرنجی