شمارهٔ ۹۷۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ی۷ بیت
با تو ه را نمی رسد دعویشاهدند آن دو رخ برینه معنی
گر بدیدی ز دور سرو تو حورننشستی به سایه طوبی
مانده برمیم آن دهان حیرانچشم نظارگی چو دیده هی
ب گفتمش در جواب کشتن مانی نوشتی به غمزه گفت که نی
ایرا نیست عاشق کشی روا چه کنمچشم معشوق میدهد فتوی
خون مجنون سوخته است آن زلفکه در آمد بگردن لیلی
آه از آن دانه های خال کمالکه زد آتش بخرمن نقوی