گنج

شمارهٔ ۹۵۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادهای۷ بیت
ای بار نازنین مگر از فتنه زاده‌ایکامروز چشم فتنه‌گری برگشاده‌ای
در ملک حسن خسرو خوبان تویی ولیکداد مرا تو از لب شیرین نداده‌ای
هستند در زمان تو خوبان گلعذارلیکن از این میانه تو زیبا فتاده‌ای
چون آفتاب بر همه روشن شد آنکه تواز حسن و لطف از مه تابان زیاده‌ای
از خط تو ز غالیه هر نقطه‌ای که هستداغی‌ست آنکه بر دل عنبر نهاده‌ای
با آنکه ریخت غمزهٔ شوخ تو خون مابا عاشقان هنوز به جنگ ایستاده‌ای
گفتم کمال از قد سرو نو بر نخوردعشقت بگفت رو که در این ره پیاده‌ای