گنج

شمارهٔ ۹۱۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یدیمازتو۷ بیت
ما به کلی طمع وصل بریدیم از تومرحبانی نزده دست کشیدیم از تو
دل که در عشق تو خود را به غلامی بفروختتا به هیچش ندهی باز خریدیم از تو
سالها گرچه نهادیم به تو چشم امیدجز جفا و ستم و جور ندیدیم از تو
هر سؤالی و دعانی که بر آن در کردیمغیر دشنام جوابی نشنیدیم از تو
چه درختی تو که تا در چمن جان رستیبر نخوردیم و گلی نیز نچیدیم از تو
در دو لب رنگ برنگ این همه حلوا که تراستو ای عجب چاشنی هم نچشیدیم از تو
رفتی از چشم ترو گریه کنان گفت کمالرفت عمر و بمرادی نرسیدیم از تو