شمارهٔ ۸۹
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یننتوانساخت۷ بیت
اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساختسخن ساخته شیرین تر از این نتوان ساخت
آن دو ابروی مقوس دو کمانند بلندکه قلم را زنی قند زبان نتوان ساخت
گفتم آن غمزة شوخ از چه ز ابروست فروورنه صد سال به فکر این سخنان نتوان ساخت
بت تو نیست او را دهن اما سختی ساخته اندگر توان ساخت چو قد تو روان نتوان ساخت
حیفم آید به قلم نام لبت برد دریغکه به صد قرن از آن طرفه کمان نتوان ساخت
در سخن لطف الهی به تو باراست کمالگفت بالاتر از استاد دکان نتوان ساخت
ان ساختن و ساختن از سنگ دلشسخت تر از دل بی رحم بتان نتوان ساخت