شمارهٔ ۸۸۶
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انباختن۷ بیت
نیست بازی با رخ او عشق پنهان باختنبا چنان رخ غایبانه نیست آسان باختن
جان بسی در باخت عاشق تا به آن رخ عشق باختپاکباز آمد مقامر از فراوان باختن
تا بری از من به بازی جان و سر وآنگه روانخواهم این شطرنج با تو تا به پایان باختن
چون به لب بازی کنی در عشوه جان بازم منتهرچه خواهد باخت باید با حریفان باختن
در میان گریه با زلف تو چون بازم نظرروز باران نیست گوئی وقت چوگان باختن
دست بازی خوش بود که با تو گه با زلف تواین میسر نیست الأ بر سر و جان باختن
با دهانش پیش آن عارض نظر بازی کمالچون نوان کانگشتری در روز نتوان باختن