شمارهٔ ۸۷۸
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ربرداشتن۷ بیت
من نخواهم دیده از رویت دگر برداشتنمشکل است از دیده روشن نظر برداشتن
چشم داری ای کبوتر این چه گستاخیست بازنامة کآنجاست نام او بپر برداشتن
همچو بر مونیست از جا بر گرفتن بار کوهپیش آن سوی میان بار کمر برداشتن
دیده گریان خواستگردی از درش خندید و گفتچون توان ای دیده گرد از خاک تر برداشتن
باره شبهای فراقت چون تواند بر گرفتآنکه نتواند ز ضعف آه سحر برداشتن
ای مگس منشین بر آن لب جان شیرین گوش داربار تو نتواند از لطف شکر برداشتن
سر مقر بود چون بنهاد بر پایت کمالاز خجالت باز نتوانست بر برداشتن