شمارهٔ ۸۴۲
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یدن۷ بیت
خوش است بر لب معشوق مست بوسیدنبه باد روی دلارام باده نوشیدن
چه عمر خوش که گذشتی بوصل یار مرااگر مراد میسر شدی به کوشیدن
رنیم ار چه نصیحت کند ولی نتوانبه بانگ هر سگی از کوی دوست گردیدن
بتاز کام دل خود ز باغ رخسارتگلی چنانکه تو دانی کجا توان چیدن
چو عکس جوهر آب حیات روح افزاستعقیق باده فروشت بگاه خندیدن
کسی که وصف جمالت شنید ممکن نیستکه بگذرد به ملامت ز عشق ورزیدن
اگر چه نیغ اجل بر سر کمال آمدبه هیچ رو نتواند دل از تو ببریدن