شمارهٔ ۸۱
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ایت۷ بیت
ای ابتدای دردت هر درد را نهایتعشق ترا نه آخر شوق ترا نه غایت
ذوق عذاب تا کی بیگانه را چشانیاز رحمت تو ما را هست این قدر شکایت
در ماجرای عشقت علم و عمل نگنجدآنجا که قصه تست چه جای این حکایت
در پیش دانش تو چون طفل راه نادانپیران با کرامت مردان با ولایت
کنه تو نی نبی را معلوم و نی ولی رامعلوم این قدر شد از جبرئیل و آیت
گر دفتر حدیثم پرخون دل نبودیاین گفته ها نکردی در هر دلی سرایت
دانی کمال چون رست از تیره روزگارانسر بر زد آفتابی از مشرق عنایت