گنج

شمارهٔ ۷۹۸

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ندارم۷ بیت
من طاقت دوری ز رخ یار ندارمجز بردن بار غم او کار ندارم
صد بار فزون چاکر درگاه خودم خواندبا این همه در خدمت او بار ندارم
آه از من دلخسته که می میرم و در دستندیر علاج دل بیمار ندارم
با عشق بر آمیختم و ترک خرد گفتیعنی که سر صحبت اغیار ندارم
خواهم که به روی تو کنم روزه شبی رااینست که آن دولت بیدار ندارم
گر مرتبه خدمت سگبان نو یابمفرمان سگانت برم و عار ندارم
گویند کمال از سر کویش سفری کنبا بسته ام و فوت رفتاره ندارم