گنج

شمارهٔ ۷۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: قاست۶ بیت
از گلستان رخت حسن بتان یک ورق استحالیا از ورق عشق تو اینم سبق است
حسن گل کم شد و مشتاقی بلبل هم کاستعشق من برنوجوحسنت به همان یک نسق است
تا چرا در شب هجران توأم زنده هنوزتن رنجور من از خجلت آن در عرق است
اتفاق تو گر این است که خونم ریزیهرچه رأی نو دل و دیده بر آن متفق است
عقل باطل شمرد چشم تو هر خون که کندغالبا بی خبر از نکتة العین حق است
خواهد از شوق حدیث تو قلم سوخت کمالدر قلم خود سختی نیست سخن در ورق است