شمارهٔ ۷۸
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابگرفتهاست۷ بیت
از گریه مرا خانه چشم آب گرفته استوز نه ما چشم ترا خواب گرفته است
دارد گرمی زلف تو پیوسته بر ابروگونی دلت از صحبت احباب گرفته است
از بار گهر گرچه بناگوش تو آزردصد گوش به عذرش در سیراب گرفته است
با طلعت تو شمع چه حاجت شب ما راچون روشنی از پرتو مهتاب گرفته است
چون عابد پر حیله به صد مکر و فن آن چشمپوشیده به گوشه محراب گرفته است
زاهد که بجز روزه و کنجی نگرفتیبا یاد لبت جام میناب گرفته است
بفرست کمال این غزل تر سوی تبریزچون سیل سرشکت ره سرخاب گرفته است