گنج

شمارهٔ ۷۶۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رخورم۷ بیت
گر خود هزار سنگ ملامت به سر خورمچندان که زنده‌ام غم آن سیمبر خورم
آبی که از سفال سگانش رود به حلقبه زآن شراب لعل که از جام زر خورم
ریزم به باده خون جگر گره برم به کاربی روی بار باده به خون جگر خورم
آید خوشم چو باد که بر فرگی زندمشتی که از رقیب نو بر چشم تر خورم
تبری به چشم خوردم و سپری نشد از آنبفرست دیگری که به چشم دگر خورم
عمر ست بار و حلق جهان در دعای اومن در دعای خویش که از عمر برخورم
گفتی کمال هیچ مگوی این دهن ببوسمن طوطیم سخن کنم آنگه شکر خورم