گنج

شمارهٔ ۷۴۸

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: اهکردهام۷ بیت
شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده امسوخته ماه و زهره را سینه چو آه کرده ام
در خور تیغ دیده ام پیش تو فرق خویش رااز تو به آفتاب اگر نیز نگاه کرده ام
گرچه ز خون کشتگان گشت رقیب سرخ رویباز منش به درد دل روی سیاه کرده ام
ناصع اگر به بینیم روی به خاک راه اوهیچ مگوی کز تو به روی به راه کرده ام
بود همیشه جان من رسم تو بی گنه کشیهیچ نمی کشی مرا من چه گناه کرده ام
خط چو دید بر رخت مهر دلم زیاده شدنام خطت به آن سببه مهر گیاه کرده ام
آنچه کمال از آن دو رخ کرد بیان درین غزلسهل مبین که فکر آن من بدو ماه کرده ام