شمارهٔ ۷۴۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارم۷ بیت
سر که بر پای تو بنهادم از آن بردارمتا بدین جرم و خطا جان به غرامت آرم
بعد ازین رخ بنهم بر کف پای تو نه چشمرخ گلبرگ به خار مژه چند آزارم
چون شود بی برکت هرچه شمارند آن رابوسهائی که بر آن پای زنم نشمارم
دزد در خواب بَرَد رخت، عجب چون دزدیددلم آن مه که ز عشقش همه شب بیدارم
شد دو چشم تو ز نادیدن رویت بیماربه همین رنج من خسته جگر بیمارم
نقش بر آب زدن گرچه نبندد صورتمن بجز نقش تو بر دیدهٔ تر ننگارم
تو به رخ ماه و خوری بر رخ تو چشم کمالشکرها دارم این چشم که بر خور دارم