گنج

شمارهٔ ۷۴۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارم۶ بیت
سر زلف تو کرد آخر به سودایی گرفتارمکه دیگر از پریشانی دمی سر بر نمی‌آرم
طبیب من علاجی کن به هر حالی که می‌دانیکه پیش چشم تو میرم کزین اندیشه بیمارم
به علت برده ام بونی از آن افتاده در دیرمبه زلفت بسته‌ام عهدی از آن دربند زنارم
به شوق چشم جادویت به ذوق طاق ابرویتگهی در گوشه مجد گهی در کنج خمارم
چه جای خرقه ارزق که در میخانه عشقتبه خاک پای خود کآنجا چو زلف خویش نگذارم
کمال از رندی و مستی چو یک ساعت نشد خالیندانم عاقلان از چه سبب خوانند هشیارم