شمارهٔ ۷۱
آن شوخ که رفت از بر ما باز کجا رفتدور از نظر اهل وفا باز کجا رفت
جان تازه کنان بر سر بالین ضعیفاننا آمده چون باد صبا باز کجا رفت
درد دل رنجور مرا زان لب جانبخشتا راده بشارت به شفا باز کجا رفت
آن شاه کزو خانه دل شاه نشین بوداز کلبه احزان گدا باز کجا رفت
شهباز صفت کرد بسی صید دل و بازبگرت به ترک همه تا باز کجا رفت
دل رفت به بوی تو ز مسجد به خراباتبیچاره نظر کن ز کجا باز کجا رفت
هم میکده هم صومعه خالی ز کمال استتا اثر تو بزاری و دعا باز کجا رفت