گنج

شمارهٔ ۷۰۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یم۷ بیت
را که هست ز ساعد در آستین پرسیمبه پول کهنه نیرزند مفلسان قدیم
در بنیم نشانم من غریب ز چشمترحمی نکنی هیچ پر غریب و بتیم
خط تو سوخت بر آتش هزار دفتر علمندانمت ز که این خط گرفته تعلیم
به درد عشق تو عشرت همین بود که مراشراب خون دل و غم حریف و غصه ندیم
همیشه بیم کنند از رقیب عاشق راامید وصل اگر باشد از رقیب چه بیم
مرا تمام بود نیم مدعی در عشقکجاست تیغ که سازد رقیب را به دو نیم
کمال کیست که او را گدای خود شمریمرا حقیر شمر کز تو متئیست عظیم