شمارهٔ ۶۸۶
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ام۷ بیت
ای زنگیان زلف ترا شاه چین غلامآئینه دار حاجب رویت به تمام
شد روشنم که منزل سرو است جویبارکز چشم من نمی رود آن سرو خوش خرام
دل انتظار وعده وصل تو میکشدمسکین دل شکسته که دارد خیال خام
جانم به لب رسید چو زلف تو بگذردآید به لب هر آینه چون بگذرد ز کام
چشمم چو دید روی تو در تاب زلف گفتصبح امید است که شد پایبند شام
خونش حلال باد که بی موجبی کندنظارهٔ جمال نو بر عاشقان حرام
هر کس ز ننگ و نام طریقی گزیده اندبا عشق تو کمال بر آمد ز ننگ و نام