گنج

شمارهٔ ۶۶۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: نگ۹ بیت
اگرچه دور بود از تو مه به صد فرسنگدهان نو به شکر نسبتی است ننگا ننگ
پوش رخ که غلو کرد خط زنگارینچو دور شد ز نظرها بگیرد آینه زنگ
به راه عشق گرت پای بشکند صوفیزگشت کوی بتان تا سرت به جاست ملنگ
از اشک جمله تنم سرخ ساخت مردم چشمچنانکه رنگرزان را به دل خوش آبد رنگ
رسم به زلف تو از صبر با دل پر خونبه آن دلیل که خون مشک می شود به درنگ
از بس که نیر تو دارم به دل چو خاک شومبرآبد از گل من هر طرف درخت خدنگ
به اهل قبله چو کردند آشتی ترکانچرا به عاشق آن روست غمزه ها را جنگ
چو این غزل سر و پایش دقیق و شیرین استسزد که نغمه سرایان بدو کنند آهنگ
کمال از دل سخت رقیب و بار متالترا که آرد همی باید از میان دو سنگ